خانه / اخبار داغ حوادث / عکس ها و شعرهای محرم آمد | پروفایل ماه محرم
مهره مار اصل مهره مار اصل
پیشواز ماه محرم | عکس ها و شعرهای محرم آمد | پروفایل ماه محرم

عکس ها و شعرهای محرم آمد | پروفایل ماه محرم

پیشواز | عکس ها و شعرهای محرم آمد

دوهفته مانده با ماه محرم و شروع سوگواری و برپایی هیئت های حسینی، تا حماسه عاشورا مدت زیادی نمانده و عاشقان حسینی هرسال برای رسیده ماه محرم الاحرام و یادآوری این شور و حماسه لحظه شماری میکنند. امروز برای پیشواز از ماه محرم اشعار و عکس هایی را برای عاشقان محرم جمع آوری کرده ایم، در ادامه با ما همراه باشید تا درکنار یکدیگر این شعرها و عکس را مرور کنیم.

محرم آمد

پیشواز ماه محرم | عکس ها و شعرهای محرم آمد | پروفایل ماه محرم

مجله اینترنتی پارس ناز فرا رسیدم ماه محرم الاحرام را پیشاپیش بشما تسلیت می‌گوید

**********

محرم آمده ای باده نوشان

محرم آمده ای پر خروشان

دوباره پرچم و بزم محبت

دوباره نوحه وعرض ارادت

دوباره روضه وشور و هیاهو

دوباره دم زدن از غربت او

دوباره نغمه های فاطمیون

دوباره گریه های زینبیون

دوباره پرشده عطر گل یاس

دوباره یک علم با عکس عباس

دوباره چایی روضه دمادم

دوباره فصل غم فصل محرم

دوباره لعن بر آل امیه

غذای نذری بی بی رقیه

دوباره زنده داریهای هر شب

دوباره گریه بر غم های زینب

دوباره روز تاسوعا و عاشور

دوباره چهرۀ نیلی و پر نور

دوباره در عزایی سر شکستن

دوباره با محرم عهد بستن

بیا از فاطمه قولی بگیریم

بپای یوسف زهرا بمیریم

بیا در پیش پایش خاک گردیم

بیا با اشک روضه پاک گردیم

بیا مشکی بپوشیم از غم یار

بسوزیم از غم و غم های دلدار

بـه دور شمع او پروانه باشیم

بیا این ماه را دیوانه باشیم

**********

پیشواز ماه محرم | عکس ها و شعرهای محرم آمد | پروفایل ماه محرم

**********

متن پیامک پیشواز محرم

این راز پر از عذاب پیشت باشد

تصویر مـن خراب پیشت باشد

شاید کـه محرمت نبودم آقا

این اشک علی الحساب پیشت باشد

**********

تا محرم میشود در شهر غوغا می شود

هر کجا هرروز وهر شب، عشق معنا میشود

عشق شوری درنهاد عاشقان انداخته اسـت

پاسخ زشتی اگر الّا جمیلا میشود

از ازل دیوانه‌ ام، افتاده شوری در سرم

قطره قطره رود رود این شور دریا می شود

ای همه ی آزادگی یا لیتنا کنا معک

باتو باشم از دلم غیر از تـو منها میشود

باتو باشم دردهای مـن مداوا میشود

باتو باشم تشنگی‌ هایم گوارا میشود

باتو باشم در نگاهم ماه پیدا میشود

با تـو باشم بود این مرداب زیبا می شود

یازده ماهی دلم می‌میرد اما دلخوشم

تا محرم میشود این مرده احیا میشود

**********

پیشواز ماه محرم | عکس ها و شعرهای محرم آمد | پروفایل ماه محرم

**********

شعر برای ورود محرم

مرا با غصه محرم آفریدند

دلم را از گل غم آفریدند

همیشه در درونم روضه خوانی اسـت

مرا مثل محرم آفریدند

بدون بال تا خورشید رفتم

مرا از نسل شبنم آفریدند

برای اشک ریزی در محرم

خطائی بهر آدم آفریدند

اشاره برقد زینب نمودند

کـه طاق آسمان خم آفریدند

ز گیسوی رهای روی نیزه

بـه یک الهام پرچم آفریدند

**********

پیشواز ماه محرم | عکس ها و شعرهای محرم آمد | پروفایل ماه محرم

**********

محرم آمد و نو کرد درد و داغ حسین

گریست ابر خزان هم بـه باغ و راغ حسین

هزار و سیصد و اندی گذشت سال و هنوز

چو لاله بر دل خونین شیعه داغ حسین

بـه هر چمن کـه بتازد سموم باد خزان

زمانه یاد کند از خزانِ باغ حسین

هنوز ساقی عطشان کربلا گویی

کنار علقمه افتاده با ایاغ حسین

اگر چراغ حسینی بـه خیمه شد خاموش

منور اسـت مساجد بـه چلچراغ حسین

خدا بـه نافۀ خلدش دماغ جان پر داشت

کـه بوی خون نکند رخنه در دماغ حسین

فراغ از دو جهان داشت با فروغ خدای

خدای را چـه فروغی اسـت در فراغ حسین

یزید کو کـه ببیند بـه ناله قافله ها

گرفته از همه ی سوی جهان سراغ حسین

**********

پیشواز ماه محرم | عکس ها و شعرهای محرم آمد | پروفایل ماه محرم

**********

هنگامۀ غم آمده فابک علی الحسین

ایّام ماتم آمده فابک علی الحسین

امشب هلال با قد خم ناله میزند

ماه محرم آمده فابک علی الحسین

صوت حزین حی علی مجلس العزا

بر اهل عالم آمده فابک علی الحسین

احرام نوکری حسین رابه تن کنید

حجی فراهم آمده فابک علی الحسین

گریه کـه از مناسک حج محرم اسـت

از چشم زمزم آمده فابک علی الحسین

توفیق گریه راکه بـه هر کس نمی‌دهند

فیض دمادم آمده فابک علی الحسین

اذن ورود مـا بـه حسینیه ی عزا

از عرش اعظم آمده فابک علی الحسین

بانی روضه های محرم کـه فاطمه اسـت

با قامت خم آمده فابک علی الحسین

**********

پیشواز ماه محرم | عکس ها و شعرهای محرم آمد | پروفایل ماه محرم

**********

پهن شد سفره دل، بوی خدا آمده اسـت

بـه تن شاه وگدا رخت عزا آمده اسـت

در و دیوار حسینه چرا گریان اسـت

نکند فاطمه در روضه مـا آمده اسـت

ده شب و روز همه ی سینه زنان سیرابند

فصل آب آوری شاه وفا آمده اسـت

مژده ای میرسد از پنجره فولاد رضا

سوی مـا تذکره کرببلا آمده اسـت

کوچه سینه زنی ارث شهیدان برماست

روزی مـا زعطای شهدا آمده اسـت

دم ای اهل حرم باز بگیرد ناظم

حضرت ام بنین با قد تا آمده اسـت

ذهن درگیر سوالی اسـت دوباره امسال

ارمنی در وسط روضه چرا آمده اسـت

بیست روز اسـت ز دروازه شهر نیرنگ

ناله کوفه میا کوفه میا آمده اسـت

**********

پیشواز ماه محرم | عکس ها و شعرهای محرم آمد | پروفایل ماه محرم

**********

باز پیراهن مشکی بـه تنم کرد ارباب

باز دلبسته این پیرهنم کرد ارباب

ای خدا شکر کـه در هیئت امسالش هم

باز مشغول بـه سینه زدنم کرد ارباب

هر شخصی در پی دلدار خودش میگردد

باز آواره دور از وطنم کرد ارباب

مـن کـه عمریست نشد نوکر خوبی باشم

از سر لطف اُویس قرنم کرد ارباب

مـن کجا روضه کجا هیئت ارباب کجا؟

یا حسین گفتم و شیرین دهنم کرد ارباب

خواب آن شب اثر سینه زدن هایم بود

باز پیراهن مشکی بـه تنم کرد ارباب

مـن بـه عالم ندهم لذت مردن رابا

فکر خوبی کـه برای کفنم کرد ارباب

**********

پیشواز ماه محرم | عکس ها و شعرهای محرم آمد | پروفایل ماه محرم

**********

مدینه کاروانی سوی تـو با شیون آوردم

ره‏آوردم بود اشکی کـه دامن دامن آوردم

مدینه در بـه رویم وامکن چون یک جهان ماتم

نیاورد ارمغان با خود کسی تنها مـن آوردم

مدینـه یک گلستان گل اگـر در کربلا بردم

ولی اکنون گلاب حسرت از آن گلشن آوردم

اگر موی سیاهم شد سپید از غم، ولی شادم

کـه مظلومیت خودرا گواهی روشن آوردم

اسیرم کرد اگر دشمن بـه جان دوست خرسندم

بـه اتمام خدمت خود رابه وجه احسن آوردم

مـدینه یتوسف آل علی را بـردم و اکنون

اگر وی را نیاوردم، از او پیراهن آوردم

مدینه از بنی‏هاشم نگردد با خبر یک تن

کـه مـن از کوفه پیغام سر دور از تن آوردم

مدینه گر بـه سویت زنده برگشتم، مکن منعم

کـه مـن این نیمه جان راهم بـه صدجان کندن آوردم

مـدینه ایـن اسیری ‏‌ها نشد سـد رهـم، بنگر

چـه‌ ها با خطبه‏ های خود بروز دشمن آوردم

**********

پیشواز ماه محرم | عکس ها و شعرهای محرم آمد | پروفایل ماه محرم

**********

دیده بگشا وببین زینبت آمد مادر

زینب خسته و جان بر لبت آمد مادر

از سفر قافله‌ی نور دو عینت برگشت

زینبت با خبر داغ حسینت برگشت

یاد داری کـه از این شهر کـه خواهر می‌رفت

تک و تنها کـه نه  با چند برادر می‌رفت

یاد داری کـه عزیز تـو چـه احساسی داشت

وقت رفتن بـه برش قاسم و عباسی داشت

یاد داری کـه چگونه مـن از این جا رفتم؟

با حسین و علی اکبر  لیلا رفتم

بین این قافله مادر ، علی اصغر بود

شش برادر بـه خدا دور و بر خواهر بود

ولی اکنون چـه ز گلزار مدینه مانده؟

چند تا بانوی دلخون و حزینه مانده

مردها هیچ ، ز زن ها هم اگر می‌پرسی

فقط این زینب و لیلا و سکینه مانده

نوه‌ات گوشۀ ویرانۀ غربت جا ماند

سر خاک پسرت نیز عروست جا ماند

باوفا ماند کـه در کرب وبلا گریه کند

یک دل سیر برای شهدا گریه کند

ولی اکنون منم و شرح فراق و دردم

دیگر از جان و جهان بعد حسین دلسردم

آه مادر چـه قدر حرف برایت دارم

بنگر با چـه قدر خاطره بر می گردم

جای سوغات سفر ، موی سفید و دل خون

با تن نیلی و این قد کمان آوردم

ساقۀ این گل یاس تـو زمانی خم شد

کـه ز سر سایه‌ی آن سرو  روانم کم شد

پیشواز ماه محرم | عکس ها و شعرهای محرم آمد | پروفایل ماه محرم

کربلا بود وتنش بی‌سر و لخت افتاد

جای تشییع ، بـه زیر زهر اسبان افتاد

باد می‌آمد ومی‌خورد بـه گلبرگ تنش

پخش میشد همه ی سمتی قطعات بدنش

پنجۀ گرگ چنان زخم بـه رویش انداخت

کـه ندیدم اثر از یوسف و از پیرهنش

سه شب و روز رها بود بـه خاک صحرا

غسلش از خون گلو ریگ بیابان کفنش

خواستم تا بنشینم بـه برش در گودال

اشک ریزم بـه گل تشنه و پرپر شدنش

خواستم تا بنشینم بـه برش ، بوسه دهم

بـه رگ حنجر خونین و بـه اعضای تنش

ولی حیف کـه گودال پر از غوغا شد

بین کعب نی وسیلی سر مـن دعوا شد

روی نیزه سر  محبوب خدا را بردند

کو بـه کو پشت سرش مـا اسرا را بردند

سر ِ او راکه ز تن برده و دورش کردند

میهمان شب جانسوز تنورش کردند

چـه بگویم کـه سر یار کجا جای گرفت

عوض دامن مـن طشت طلا جای گرفت

چـه قدر سنگ بـه پیشانی و لبهایش خورد

چـه قدر چوب بـه دندان سنایایش خورد

روی نی وقت تلاوت کـه لبش وا می ‌شد

نوک سرنیزه هم از حنجره پیدا میشد

کاش میشد کـه نشان داد کبودی‌‌ ها را

تا کـه معلوم کنم ستم یهودی‌ ها را

خوب کـه جانب مـا سنگ پرانی کردند

تازه گرد آمده و چشم چرانی کردند

پیشواز ماه محرم | عکس ها و شعرهای محرم آمد | پروفایل ماه محرم

کوفه اگرچه صدقه لقمۀ نان می‌دادند

در عوض شام ز طعنه دقمان می‌دادند

خارجی‌ زاده صدا کرده و مارا مردم

کوچه کوچه همه ی با دست نشان می‌دادند

غارتیها بـه اهالی  لب بام رسید

گوئیا جایزه بر سنگ‌زنان می‌دادند

تا بیفتند رئوس شهدا مخصوصاً

نیزه‌ها را همگی تند تکان می‌ دادند

پسرت را اگر از تیغ و سنانها کشتند

آخ مادر ، کـه مرا زخم زبانها کشتند

**********

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *